تاج الدين احمد وزير

59

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

* 560 « 1 » * فى المعمّيات مقلوب مرادف خضم گو * تا بشكنم اين خر مصحّف * * * از غايت لطف نام يارم * آبيست ميان گل چكيده « 2 » * * * نام آن شه كآسمان سلطان حسنش نام كرد * در ميان ناز و ذوق و عيش و حسن آرام كرد « 3 » * * * چيزيست بزرگ و مرد داناش بفهم * دريابد اگر بد نكند انديشه رباعيّة مصنوعة . . . ساله بتى بر سر . . . مه‌زاده * وز . . . فلك به . . . چرخ افتاده « 4 » . . . و . . . و . . . ببازم با تو * از بهر ده مرغ و يك صراحى باده « 5 »

--> ( 1 ) در قسمت بالاى اين صفحه يك رباعى به شكل مربع و مثلثهايى در چهارگوشه آن نوشته شده است و هنوز رديف كردن آن برايم ممكن نشده است كلمات تشكيل‌دهنده اين رباعى عبارتند از رباعية : گفتم - نمىروم - رخش - جبين - سمنش - لبش - فندق او ستون ، به گاز - دو بوس - سيمين - پروين - نسرين - سقف - عناب - ده - بگرفت . ( 2 ) آب به عربى ماء مىشود و ماء وقتى بين گ و ل واقع شود با توجه به يكسان نوشتن حرف ك و گ در . گذشته ، كمال خوانده مىشود لذا نام ممدوح شاعر كمال بوده است و اللّه أعلم ( 3 ) از حروف وسط كلمات - ناز - ذوق - عيش و حسن ، كلمهء أويس استخراج مىشود و أويس جواب معماى اين شعر است . ( 4 ) جاهاى خالى در مصراع دوم به نظر مىرسد اوج و قعر باشد . ( 5 ) رباعى فوق به همين شكل در بياض آمده است .